مراد على شمس

565

با علامه در الميزان ( فارسى )

اساس تشريعات دينى را تشكيل مىدهد . نكته : اينكه در آيهء شريفه 269 سورهء بقره : « يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ » دلالتى است بر اينكه ، به دست آوردن حكمت متوقف بر تذكر است ( تذكر هم يعنى منتقل شدن از نتيجه به مقدمات نتيجه ، و يا منتقل شدن از مقدمات به نتيجه است ) ، و تذكر هم متوقف بر عقل است ، پس كسى كه عقل ندارد حكمت ندارد . « 1 » س 552 - معناى سه واژهء « حكمت » ، « موعظه » و « جدال » چيست ؟ و در آيهء شريفه « ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ . . . » « 2 » به چه منظور آورده شده است ؟ ج - معناى « حكمت » ، به‌طورى كه در مفردات « 3 » آمده به‌معناى اصابه حق و رسيدن به آن به وسيله علم و عقل است . و امّا « موعظه » به‌طورى كه از خليل « 4 » حكايت شده به اين معنا تفسير شده كه كارهاى نيك طورى يادآورى شود كه قلب شنونده از شنيدن آن بيان ، رقت پيدا كند ، و درنتيجه تسليم گردد . و « جدال » به‌طورى كه در مفردات آمده عبارت از سخن گفتن از طريق نزاع و غلبه‌جويى است . « 5 » اين سه ، طريقى هستند كه خداى تعالى براى دعوت بيان كرده كه با همان سه طريق منطقى ، يعنى برهان و خطابه و جدل منطبق مىشود .

--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 2 ، ص 607 - 608 . [ با تصرف ] ( 2 ) . سورهء نحل ، آيهء 125 . ( 3 ) . مفردات راغب ، مادهء « حكم » . ( 4 ) . مفردات راغب ، مادهء « وعظ » . ( 5 ) . مفردات راغب ، مادهء « جدل » .